ثلث مال

بی شک، همه ی موجودات، طعم تلخ مرگ را خواهند چشید جز ذات لایزال الهی که همیشه بوده و خواهد بود. مخلوقات دیر یا زود، از این جهان فانی خواهند رفت، اما نیاز به توصیه و سفارش پس از مرگ، بسیار ضروری است تا نظام خانوادگی و روابط اجتماعی دچار مشکل نگردد. چه بسا انسان هایی که بدون وصیّت، از این جهان رفته اند و پس از مرگ آنان، اختلاف های شدید مالی بین اعضای خانواده اتفاق افتاده است یا اشخاص بیگانه، ادعای طلب کاری داشته اند.
آیا بهتر نیست انسان با نوشتن وصیت نامه، از وقوع این حوادث پیش گیری کند و خدای نکرده زیر دَین دیگران قرار نگیرد و سبب اختلاف خانواده نیز نشود. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: تَرْکُ الْوَصیَّةِ عارٌ فِی الدُّنْیا وَ نارٌ وَ شَنارٌ فِی الاْآخِرَةِ؛ وصیت نکردن، مایه ی ننگ این جهان و آتش آن جهان است. 
وصیت در لغت به معنای اندرز و نصیحت است و هم به معنای مهر ورزیدن ولی در اصطلاح فقهی وصیت از عقود است و عبارتست از تسلیط بر تصرف پس از مرگ در اموال یا تملیک عین یا منفعت است پس از مرگ.
از حضرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمود: شایسته نباشد مسلمان به بستر خواب برود و وصیت نامه اش به زیر سرش نباشد. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص116)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وصایایی دارد که در کتب حدیث مضبوط است من جمله آن کتب کتاب تحف العقول عن آل الرسول است و بحار الأنوار ج 77 و 75 و هم چنین حضرت امیر(علیه السلام) وصایایی دارد که درنامه های نهج البلاغه و در کتب حدیثی موجود هستند و بقیه ائمه هدی علیهم السلام نیز وصیت های معنوی و سیاسی اجتماعی خود را دارد.
بانو امین اصفهانی دربخش هایی از وصیت نامه خود میفرماید:  خود، وصی خویش باش . با ثروت و دارائی هایت چنان کن که دوست داری پس از مرگت، با آن کنند. همانطور که امیرمومنان، صلی الله علیه و آله فرمود: یا ابن آدم ! کن وصی نفسک واعمل فی مالک ما توثران یعمل فیه. (نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 254.)
و به فرزند خود، امام حسن علیه السلام، توصیه می کند: یا بنی لاتخلفن و راءک شیئا من الدنیا فانک تخلفه لاحد رجلین اما رجل عمل فیه بطاعه الله فسعد بما شقیت به واما رجل عمل فیه بمعصیه الله فشقی بما جمعت له فکنت عونا له علی معصیته و لیس احد هذین حقیقاان توثر علی نفسک و تحمل له علی وزرک. (نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 416)؛ پسرکم ! چیزی از دنیا به جا منه چه آن را برای یکی از دو کس خواهی نهاد: یا مردی که آن را در طاعت خدا به کار برد، پس به چیزی که تو بدان بدبخت شده ای نیکبخت شود، و یا مردی که به نافرمانی خدا در آن کار کند و بدانچه تو برای او فراهم کرده ای بدبخت شود پس در آن نافرمانی او را یار باشی و هیچ یک ازاین دو درخور آن نبود که برخود مقدمش داری .
نیزاز آن حضرت روایت شده است: لیس لا حد من دنیاه الا ماانفقه علی اخراه؛ برای هر کس ازاین دنیا آنچه باقی می ماند که در راه آخرت صرف کند.
در سامان دهی امور مومنان و مسلمانان بسیار بکوش .
دراین زمینه امام صادق(علیه السلام) از پیامبر ( صلی الله و علیه و آله)، چنین نقل کرده است: من اصبح ولایتهم بامورالمسلمین فلیس بمسلم. (اصول کافی؛ ج 2.163.11)؛ مسلمان نیست کسی که شب را به صبح برد و در فکر سامان بخشیدن به امور مسلمانان نباشد.
بترس از ماندن جان در چاه طبیعت و سرگم شدن به این خانه فریب و غرور. مبادا ز آنان باشی که در آخرت دردمندانه گویند: رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت. (سوره مومنون، آیه 100.)
پروردگارا مرا به دنیا برگردان تا در فرصت باقی مانده، کارهای شایسته کنم .

چنین پاسخ می شنوند: کلاانها کلمه هوقائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثونچنین نیست! این حرفی است که او می زند ورنه اهل عمل نمی باشد.